کد خبر:2368
پ
Ci6ER9qW0AABNYv

ناگفته های ممنوعیت دوچرخه سواری بانوان در طرقبه شاندیز

به گزارش فخر نیوز چند سال پیش بود که خبر ممانعت از ورود دوچرخه سواران خانم به طرقبه در دوراهی طرقبه شاندیز جنجالی شد و حتی در شبکه های خبری جهانی ،پوشش داده شد و واکنش های شدیدی را برانگیخت. معلوم شد که ستاد امر به معروف و نهی از منکر شهرستان طرقبه شاندیز بازیگر […]

به گزارش فخر نیوز چند سال پیش بود که خبر ممانعت از ورود دوچرخه سواران خانم به طرقبه در دوراهی طرقبه شاندیز جنجالی شد و حتی در شبکه های خبری جهانی ،پوشش داده شد و واکنش های شدیدی را برانگیخت. معلوم شد که ستاد امر به معروف و نهی از منکر شهرستان طرقبه شاندیز بازیگر اصلی این مصوبه جنجالی بوده است‌ و دادستان شهرستان هم پشت این مصوبه ایستاد و آن را لازم الاجرا دانست. اما این مصوبه عمر کوتاه ۳ ماهه داشت و فقط تبعات امنیتی و درگیری های گسترده و هجمه وسیع تبلیغاتی را به ارمغان داشت و دوچرخه سواری بانوان به شکل عادی به راه خود ادامه می دهد و این تجارب دال بر این است که دیگر تصمیمات خلق الساعه و سلیقه ای و برخلاف آزادی و حقوق اقشار مردم جواب نخواهد داد.

فرماندار سابق طرقبه شاندیز سید حسن حسینی در این یادداشت اختصاصی از مخالفت محکم خود با این مصوبه ممنوعیت دوچرخه سواری بانوان می گوید و اینکه چطور این مصوبه در نهایت در ستاد امر به معروف و نهی از منکر شهرستان به تصویب رسید و چطور ستاد در قالب یک نهاد قدرتمندتر، اراده خود را تحمیل می کند و جالب اینکه حتی مسئولان مخالف این مصوبه، جسارت مخالفت با آن را به خاطر آینده سیاسی خود! ندارند.

🔹این کار که ما بیاییم وجلو خانمی را که از مشهد رکاب زده سر دوراهی طرقبه شاندیز بگیریم، قطعاً تبعات اجتماعی، سیاسی و امنیتی خواهد داشت.

🔹ستاد امر به معروف جایگاه قانونی دارد و تصمیم گیرنده است و تصمیمات آن لازم الاجراست و بحث و مخالفت بیهوده است.

🔹برای آنکه موضوع را تعدیل کنند به شهرداری طرقبه فشار آوردند که دو اتوبوس، صندلی های آنها را جمع و زنان را با دوچرخه هایشان سوار آنها کرده ببرند به چالیدره تا آنجا خارج از دید نامحرم دو چرخه سواری کنند!

🔹عضو شورای شهر که مخالف مصوبه بود، خود رای موافق داد! گفت: من اگر مخالفت کنم بادست خودم قبرم را برای تایید صلاحیت در دوره بعدی کنده ام.

🔳دوچرخه‌سواری زنان وتضادهای ذهن و زبان:
وقتیکه مجبور باشی بین ذهن وزبانت جدایی بیاندازی، در دوگانگی گرفتار خواهی ‌‌شد. دوچرخه‌سواری زنان ،در دنیای امروز یک موضوع بدیهی ومثبت است که عملاً باید مورد تشویق وترویج قرار گیرد…
در جلسه‌ای که در قالب ستاد امر به معروف و نهی از منکر شهرستان طرقبه شاندیز برای تصویب جلوگیری از دوچرخه سواری بانوان به میزبانی دانشگاه شاندیز برگزار شده بود، من به عنوان فرماندارگفتم : «به نظرم نمی شود با این موضوع ساده برخورد کرد وبدون در نظر گرفتن مقتضیات زمان تصمیم گرفت. باید اثرات هر اقدامی سنجیده شود، مثلاً اگر جلوی دوچرخه سواری گرفته شود، چقدر درکاهش آسیب‌ها‌ وبزهکاری‌های اجتماعی تأثیر دارد.کدام آمار این را نشان می دهد؟ الان درکشورهایی که زنان در این امر آزاد هستند چه اتفاقات بدی رخ داده است؟آیا اصلاً امکان اجرای عملی این مصوبه وجود دارد؟ الان مثل یک قرن گذشته نیست که نود درصد زنان بی سواد بودند وهرچه مردان می گفتند بدون چون و چرا می پذیرفتند. حتی بین مراجع تقلید هم برسر حد اینگونه مسائل اختلاف نظر است. وقتی آمار درستی از اثر اینگونه اجبارها نداریم، عملاً قادر به اعمال آن نخواهیم بود.مردم امروز برای هر اجبار وتقیدی قانونی به دنبال منطق آن هستند. فرهنگ سازی هم وقتی موثر است که پشت آن منطق محکم و امروزی وجود داشته باشد…
در مورد جلوگیری از دوچرخه سواری بانوان کدام آمار،کدام توجیه وکدام منطق می تواند ارائه شود که زنان دوچرخه‌سواری را که عمدتاً هم با سواد هستند، مجاب کند که این کار یا ورزش آنان منکر است…

به نظرم باید کاری انجام بدهیم که پشتوانه منطقی و علمی و پذیرش عمومی وعرفی وقابلیت اجرایی داشته باشد. این کار که ما بیاییم وجلو خانمی را که از مشهد رکاب زده سر دوراهی طرقبه شاندیز بگیریم قطعاً موجب وهن احکام و جایگاه تصمیم گیری و غیر قابل توجیه است وقطعا تبعات اجتماعی سیاسی و امنیتی خواهد داشت. چون اجرای احکام در بستر زمان و مکان معنی پیدا میکنند وقبض و بسط شریعت متکی به مقتضیات هر عصر است که فقه پویای شیعه در آن بستر معنا پیدا میکند چطور فقیه آگاه به زمانی مثل امام حرمت شطرنج را بر می دارند. پس در این گونه مسائل هم باید مقتضیات زمان سنجیده و سپس تصمیم عقلانی بگیریم.

اینهمه را گفتم و پاسخی که شنیدم این بود که ستاد امر به معروف جایگاه قانونی دارد و تصمیم گیرنده است و تصمیمات آن لازم الاجراست و بحث در این میان بیهوده است. امیدوار بودم با توضیحاتی که به نظر خودم واضح بود، این تصمیم رای نیاورد، اما گویی از قبل تصمیمی را به آنان ابلاغ کرده و من وچند تن دیگر بی خبر بودیم. گفتند به هر حال وقتی اتفاق نظر نیست، رای گیری می‌کنیم و کردند از جمع هفده نفر صاحب رأی، دست من پایین ماند و همدیگر را که تماشا کردیم دست رئیس دانشگاه شاندیز و مدیر آموزش و پرورش هم پایین بود و برخی روسای ادارات به من نگاه می‌کردند دستشان کمی پایین می آمد و به جمع نگاه می کردند دستشان بالا می رفت. امام جمعه که رئیس جلسه بود دست های بالا را شمرد، سیزده رای موافق!

 دستور را مصوب کردند، صورت جلسه را با شادی

پیروزمندانه نوشتند و امضا کردند.

عکس های جلسه را که منتشر کردند واکنش های غیرمنتظره ای داشت کسی زیر تصویری که همه دستها بالاو دست های فرماندار قفل شده در هم پایین بود،  نوشته بود: فرماندار موافق این ممنوعیت نبوده و عده بسیاری این رای ندادن فرماندار را تحسین و عده‌ای هم تقبیح کرده بودند برخی هم فرماندار را عنصری نا اهل خوانده بودند.

در جلسه بعدی که برای هماهنگی اجرای مصوبه برگزار شد، بحثی بر سر اینکه چه کسی عکس جلسه را منتشر کرده شد. بالا گرفت و معلوم شد که خود ستاد امر به معروف شهرستان به عنوان یک فعالیت آنرا منتشر و اصرار داشته به مخاطب بفهماند که با وجود مخالفت فرماندار، جلوگیری از دوچرخه سواری بانوان در طرقبه شاندیز را مصوب و اجرا خواهدکرد.وقتی شروع به اجرا کردند، در همان روز اول درگیری شد.

مردم فیلم گرفتند و فیلمهایش از شبکه های ماهواره ای پخش شد برای آنکه موضوع را تعدیل کنند به شهرداری طرقبه فشار آوردند که دو اتوبوس را از خدمات عمومی خارج صندلیهای آنها را جمع و زنان را با دوچرخه هایشان سوار آنها کرده ببرند به چالیدره تا آنجا خارج از دید نامحرم دو چرخه سواری کنند. در همین اثنا یک روز در جلسه کمیسیون ماده ۹۹ خانم مهندسی که از مسکن و شهرسازی به نمایندگی آمد،از دادستان با لحن ظریفی پرسید : آقای دادستان واقعا برای چی دوچرخه سواری خانم ها را ممنوع کرده اید. دادستان با لبخندی پاسخ داد دست رو دل ما نگذارید خانم مهندس، دختر خودم دوچرخه دارد ولی ما اینجا نمی توانیم آنچه که فکر میکنیم درست است، اجرا کنیم. سیستم این را می خواهد ما هم مجری هستیم.

یک روز هم همین سئوال را به نوعی دیگر خودم از فرمانده سپاه دوستانه و به مطایبه در خلوت پرسیدم گفت : من تمام حرفهای شما را قبول دارم ولی بعد از بازنشستگی حتی موسیقی و کنسرت می روم و الان حتی خودم در تنهایی فلوت می زنم و پدرم در نواختن فلوت استاد بود.. و باهم خندیدیم .

قصد کرده بودند با هر هزینه ای تصمیم ستاد امر به

معروف را اجرا کنند و چون با مشکلات عديده وتقابل زنان مواجه می شدند، عدم همکاری فرمانداری را دلیل می آوردند. عصر جمعه ای بخشدار شاندیز تماس گرفت و گزارش داد که امام جمعه امروز یک خطبه علیه شما خوانده است پرسیدم چه گفت؟ باخنده پاسخ داد که می

گوید یک آقایی که از مقامات بالای شهرستان است در جلوگیری از دوچرخه سواری زنان همکاری نمی کند، فتوای علما را هم تحلیل می کند و از خودش

نظریه می‌دهد اینگونه نباید باشد مسئولان باید برای این امر همه کمک کنند و مقلد واقعی باشند.چون از ابتدا مطمئن بودم این مصوبه امکان اجرا ندارد و اکنون شواهد عینی آن را می دیدم ، بر موضعم پافشاری کردم. در فضای مجازی مخالفت ها هر روز بیشتر و رنگ و لعابهای تازه ای می گرفت. گفتند که قرار است مخالفین این تصمیم قرون وسطایی تجمع داشته باشند معاون سیاسی استاندار تماس گرفت و گفت اینها شایع کرده اند که تو معترضین را به تجمع تشویق میکنی مواظب باش که برایت مشکلی درست نکنند. از آن به بعد هرگاه که بحثی می شد من به نوعی خودم را بی طرف و خنثی می گرفتم ولی تاکید بر نظر درستم داشتم حتی اگر تشخیصم برای اصرار بر نادرستی چنین مصوبه ای غلط باشد. استدلالم در عدم امکان اجرای مصوبه در دوران حاضر که درست از آب درآمده بود، ولی دبیر ستاد امر به معروف که جوانی بود جویای نام، بر می آشفت که اگر شما همکاری می‌کردید خیلی هم خوب اجرا می شد.

یکبار به این جوان گفتم چه خوانده ای؟ گفت

در دانشگاه فرهنگیان علوم تربیتی. گفتم لطفاً در

همین خصوص بیشتر بخوان و به موضوعات عمیق تر بنگر. او بر می اشفت که ما را تربیت اسلامی و راهنمایان دینی بس است با خود میگفتم چه خوب گفته اند که از کسی بترس که یک کتاب خوانده و آنهم ایدیولوژیک بوده است. روزی آماری داد مبنی بر اینکه ۹۸ درصد افرادی را که برای کلاس های توجیهی بی حجابی و سگ گردانی و دوچرخه سواری برای آموزش برده اند، از رفتار و آموزش‌های آنان راضی بوده اند. براشفتم که این چه نوع نظر سنجی است که ۹۸ درصد رضایتمندی داشته در هیچ نظر سنجی علمى حتى در مواردی که مربوط به بدیهیات باشد، این میزان از رضایت در نظر سنجی ها به دست نمی آید چه برسد به موضوع پر چالشی مثل ارزیابی عملکرد این ستاد.

چون برای هزینه مربیان و سایر هزینه های ستاد امر به معروف، تصویب کرده بود که هر شهرداری صد میلیون تومان برای هزینه های ستاد پرداخت کنند خوشبختانه در شورای شهر طرقبه یک اصولگرای قانونمند مخالفت کرده بود و استفتا گرفته بود که هزینه از اعتبارات شهرداری در امور غیر مرتبط بلا وجه است به همان استدلال در هیئت تطبیق هم من و هم رئیس دادگستری به مصوبه اعتراض کردیم گویا شوراها هم دنبال بهانه بودند برای ندادن این پول ولذا اصراری بر مصوبه نکردند. وقتی از عضو شورای شهر که فردی روشنفکر و مخالف این سخت گیری ها بود و برای دفاع به هیئت تطبیق می آمد و زیر مصوبه را به هم عنوان موافق امضاء کرده بود پرسیدم چرا او مخالفت نکرده است؟! پاسخ داد:

فلانی عضو اصولگرای مخالف این مصوبه از نظر سیاسی با اینها یکی است ولی من اگر مخالفت کنم بادست خودم قبرم را برای تایید صلاحیت در دوره بعدی کنده ام و  با هم خندیدیم.

هر چه ستاد امر به معروف تلاش کرد و نیرو و هزینه صرف کرد نتوانست آن مصوبه را اجراء کند و بساط بگیر و ببندها پس سه ماه پر استرس و تعیین دادستان جديد مركز استان جمع شد.

روزی که به دیدن دادستان جدید استان رفته بودم دیدم او نیز معترض چنین مصوبه ای است و گفتم که بهتر است این را به دادستان های شهرستانها بگویید که مدعی هستند اختیاراتشان فقط یک بند انگشت از خداوند کمتر است و تمام نیروها و افراد دیگر ضابط آنان محسوب می شوند. با لبخند و تکان سر او نیز احساس کردم که او هم مجبور است بین ذهن و زبانش مدیریت بیشتری را اعمال نماید تا کمتر آسیب ببیند.

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

کلید مقابل را فعال کنید