✍️ترجمه پایگاه خبری فخر نیوز
منبع کنترل خارجی مرتبط با توجه زیاد در دوران کودک
🔹اگر والدین در کودکی نیازهای شما را به شکل برآورده کنند، شما خود چه نوع والدینی میشوید؟
در سال ۱۹۵۴، روانشناس جولیان بیروتر مفهوم منبع کنترل را پیشنهاد کرد . او بیان کرد که منبع کنترل شامل دو انتهای یک پیوستار است. در یک سر پیوستار، کنترل داخلی و در سوی دیگر منبع کنترل خارجی قرار دارد. از زمان طرح این مساله،بدنه قابل توجهی از تحقیقات برای حمایت از این مفهوم انجام شد.
افراد دارای منبع کنترل درونی بر این باورند که کنترل زندگی خود و رویدادهایی را که در آن قرار می گیرند را در دست دارند. توانایی ها و سخت کوشی و تلاششان، آنها را به نتایج مثبت سوق می دهد.
کسانی که به منبع کنترل بیرونی اعتقاد دارند بر این باورند که کنترل زندگی خود را در دست ندارند. عوامل بیرونی مانند افراد دیگر، شانس، سرنوشت و رویدادهای غیرقابل پیشبینی، مسئول اتفاقاتی هستند که برای آنها اتفاق می افتد. آنها احساس می کنند که برای تغییر زندگیشان، نمی توانند کاری انجام دهند.
🔹منبع کنترل والدین
در سال ۱۹۸۶، چند روانشناس مفهوم منبع کنترل را به فرزندپروری گسترش دادند . آنها مقیاس منبع کنترل والدین را ایجاد کردند.
“والدین با منبع کنترل بیرونی، تمایل دارند رشد فرزندان خود را به نیروهای خارج از کنترل خود نسبت دهند، در حالی که والدین با منبع کنترل درونی رشد فرزندان خود را مدیون تلاش های خودشان می دانند”.
والدینی که منبع کنترل بیرونی دارند احساس میکنند که نمیتوانند رفتار فرزندشان را کنترل یا تحت تأثیر قرار دهند و در قبال آن احساس مسئولیت نمیکنند، در حالی که والدینی که منبع کنترل درونی دارند برعکس این احساس را دارند. آنها متمایل به داشتن انتظاراتی از فرزندان خود هستند و به آنها کمک کنند تا این انتظارات را برآورده کنند.
🔹افراط در توجه و برآورده کردن نیازهای کودکان
با توجه به کار کلارک و همکارانش، «افراط در برآورده سازی خواسته های کودکان اعطای بی حصر چیزهایی است که به نظر خوب میآیند، و این اعطای افراطی خیلی زود و برای مدت طولانی است.
این افراط، اعطای چیزها یا تجربیاتی است که برای سن یا علایق و استعدادهای آنان مناسب نیست. در واقع این فرآیند اعطای هر چیزی به کودکان، برآورده کردن نیازهای خود بزرگسالان است، نه نیازهای کودک» (۲۰۱۴).
🔹 سه نوع افراط در برآورده سازی در دوران کودکی:
پدر و مادر هلیکوپتری:
بعضی از مردم به من پدر هلیکوپتری می گویند، زیرا سعی می کنم تقریباً در همه چیزهایی که فرزندم درگیر آن است را کنترل کنم؛ مدرسه، کلیسا، دوستان و غیره. من سعی می کنم از فرزندم در برابر هر ناراحتی یا محرومیت ناچیز محافظت کنم. نمی خواهم او با زندگی و موقعیت مبارزه کند و آسیب ببیند. میدانم کارهایی را برای او انجام میدهم که او باید خودش انجام میداد، اما واقعاً فکر نمیکنم آنقدرها هم بد باشد. ای کاش در کودکی خودم، والدین من هم همین کار را برای من انجام میدادند.»
🔹والدین بیش از حد محافظت کننده:
بچه من یک یکپارچه شر است. هر بار که به هایپر میرویم اگر هرچه می خواهد نخرم، داد و هوار راه میاندازد. من هم فقط برای حفظ آرامش تسلیم می شوم، می دانم کارم درست نیست.»
🔹ساختار نرم:
کارشناسان تربیت کودک بر این باورند که برای رشد، کودکان به ساختاری محکم و استوار نیاز دارند،« قوانین معقولی که به طور مداوم اجرا میشوند، تسلط بر مهارتها و یادگیری ارزشهای خانواده، همه بخشی از این ساختار هستند. ساختار محکم نه تنها زندگی را برای کودک امن تر و قابل پیش بینی تر می کند بلکه در درازمدت نیز زندگی والدین را آسانتر میکند، زیرا از بسیاری از اتفاقات و بحرانهای احتمالی جلوگیری می کند. شاید بهتر از همه، این است که کودکان مرزهای خوبی و مراقبت از خود را یاد می گیرند و روی پای خود، همزمان با رشد به تجربه کردن نیز ادامه می دهند.
والدین افراطی (در توجه و برآورده سازی) فرزندانشان را با منابعی مانند ثروت و پول، زمان، توجه و تجربیات غرق میکنند. علاوه بر این، آنها اغلب انتظار رفتار مسئولانه متناسب با سن رشد کودک را ندارند.
اما یک سوال، اگر ما با این والدین بزرگ شده ایم خود ما چه نوع پدر و مادری میشویم ؟
🔹ارتباط بین منبع کنترل و توجه افراطی
تحقیق ما این فرضیه را مطرح کرد که کودکانی که با افراط در توجه والدین بزرگ میشوند، خودشان والدینی خواهند شد که منبع کنترل بیرونی دارند. والدینی که منبع کنترل بیرونی دارند بر این باورند که نیروهای بیرونی مانند شانس، سرنوشت، یا هر اتفاقی دیگر، بیش از هر کاری که آنها به عنوان والدین می توانند انجام دهند، بر فرزندانشان تأثیر می گذارد.
برای آزمون فرضیه، ما ۳۴۸ پدر ومادر (۸۹٫۷ درصد مادر، ۱۰٫۳ درصد پدر) را انتخاب کردیم. شرکتکنندگان پنج شاخص روانشناختی شامل شاخص منبع کنترل والدین، شاخص توجه افراطی والدین را تکمیل کردند.
نمرات شرکتکنندگان از این شاخص ها مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت و ما یک همبستگی مثبت معنادار بین افراط توجه در کودکی و منبع کنترل خارجی والدین پیدا کردیم.
به عبارت دیگر، هرچه بیشتر آنها در کودکی تحت توجه افراطی والدین بودند، الان خود در نقش والدین احساس عدم کنترل کمتری دارند.والدینی که در کودکی همه خواسته های آنها به طور افراطی برآورده میشده است:
۱.به طور کلی اعتقاد به باورهای فرزندپروری ناکارآمد خود دارند.
۲. فکر میکنند فرزندشان زندگی آنها را کنترل می کند
۳. فکر می کنند والدین ناکارآمدی هستند
۴. معتقدند که کنترل کمی بر فرزندان خود دارند.
۵. همانطور که قابل پیش بینی بود، باور نکنید که آنها مسئول رفتار فرزندان خود هستند.
🔹ده منبع اصلی کنترل والدین مرتبط با افراط در برآورده کردن نیازها در کودکی:
۱. من احساس می کنم آنچه در زندگی من اتفاق می افتد بیشتر توسط فرزندم تعیین می شود.
۲. زندگی من عمدتا توسط فرزندم کنترل می شود
۳.فرزندم معمولاً راه خودش را می گیرد، پس چرا تلاش بیهوده کنم.
۴. اجازه می دهم با روش خودش به هر کاری بپردازد.
۵. این کار آسانتر است تا به فرزندم اجازه دهم همانطور که می خواهد راه خودش را داشته باشد تا تحمل عصبانیت او.
۶. نه فرزندم و نه خودم مسئول رفتار او نیستم،
۷.اغلب متوجه شده ام که وقتی صحبت از فرزندانم می شود، اتفاقی که قرار است بیفتد، می افتد.
۸. فرزندم روی تعداد دوستانم تأثیر میگذارد
۹. برای اینکه برنامهها و برنامه ریزی ها به نتیجه برسد، مطمئن میشوم که آنها با خواستههای فرزندم مطابقت دارند.
۱۰. وقتی بین من و فرزندم مشکلی پیش میآید، کار چندانی در جهت اصلاح آن از دستم بر نمیآید.
منبع: Psychology Today
ترجمه: پایگاه خبری فخر نیوز






