به گزارش فخر نیوز ، تقویم و ۱۲ حیوانی که سالها به اسم آنها نامگذاری شده است، از فرهنگ ترکها و مغولها به کشور ما آمده است.
موش و بقر و پلنگ و خرگوش شمار / زین چار چو بگذری نهنگ آید و مار
آنکه به اسب و گوسفند است حساب / حمدونه و مرغ و سگ و خوک آخر کار
گاهشماری که ما در حال حاضر از آن استفاده میکنیم در واقع همان تقویم ۱۲ حیوانی ترکان است که اعراب و فارسیزبانها آن را با ترجمه به زبان خودشان، در آثارشان به کار بردهاند. دو بیت شعری که در ابتدای گزارش آمده، مربوط به شاعر قرن هفتم هجری ابونصر فراهی است. قدیمیترین اسنادی که میتوان درباره این تقویم به آن اشاره کرد، کتاب قانون مسعودی است که ابوریحان بیرونی است که در کتابش به این تقویم ترکی اشاره کرده است.
نمیتوان به شکل قطعی گفت که ابداع تقویم کار کدام ملل جهان است اما خیلیها تقویم ۱۲ حیوانی را به ترکان و مغولها نسبت میدهند. این در حالی است که در حال حاضر خود مردم ترکیه هم از تقویم دیگری استفاده میکنند. نفوذ و ترویج تقویم ۱۲ حیوانی ترکان در فرهنگ ما به حمله مغول و تشکیل سلسلههای ایلخانی در ایران برمیگردد. قبل از آن مردم از صورتهای فلکی استفاده میکردند اما بعد از حمله مغول، تقویم حیوانی بیشتر مورد استفاده قرار گرفت.
فرهنگ استفاده از این اسامی از نظر تاریخی و ادبی در زندگی ما جایی برای خودش باز کرده که با رسیدن به پایان سال، یکی از اصلیترین سوالاتی که بین مردم رد و بدل میشود، این است که: «امسال سال چیه؟» هر کدام از سالها برای خودش در فرهنگ ما یک تعبیر خاص هم پیدا کرده است، بعضیها میگویند مثلا سال نهنگ سال برکت است، سال گربه سال مکر و حیله لقب گرفت و موش، نوید قحطی و بدبختی است.
🔳روایت ترکها
محمود کاشغری نویسنده شهیر ترک که سال ۳۸۰ قمری بهدنیا آمد و بعد از ۹۷ سال زندگی و تحقیق در زمینههای مختلف فوت کرد.
اگر بخواهیم نقل قول معتبری درباره این ۱۲ حیوان بیاوریم میتوانیم به نوشتههای او استناد کنیم. او که اولین لغتنامه ترکها را برای آموزش به عربها نوشته است در کتاب «لغاتالترک» خود (تألیف ۴۶۶ ه. ق) داستان نامگذاری سالها را اینطور تعریف میکند:
«یکی از خاقانهای ترک زمانی قصد میکند تاریخ وقوع جنگی را بداند، اما میبیند برای حساب آن هیچ معیاری ندارد، برای همین با ملتش مشورت میکند و به این نتیجه میرسد که روزها را به تعداد ۱۲ ماه و برج آسمان را ۱۲ سال نامگذاری کند، تا براساس آنها، گذر سالها را بفهمند. او فرمان داد حیوانات را به سوی رود «ایلا» برانند. حیواناتی که از این مهلکه جان سالم به در ببرند، اسم سالها را با خود یدک میکشند. نخستین این حیوانات سیچغان (موش) بوده … نام نخستین سال «سیچغان ییلی» (سال موش) گذاشته میشود. بعد نام حیواناتی که یکی بعد از دیگری از آب گذشته بودند به ترتیب به سالها داده میشود: «اود ییلی» (سال گاو) و …»
🔳روایت ترکمنها
گفتند هر کس در میان حیوانات بزرگتر باشد/ باید «ییلباشی» (سال اول) شود. گاو برای ابراز وجود «ما ما» کرد. اما موش که فرز و چالاک بر شاخ او پریده بود، سبیلش را تاب میداد. این روایتی است که در میان مردم نقل میشود/ نمیدانم این واقعه کی اتفاق افتاده؟ ولی به هر حال با مکر و حیله موش بدترکیب «ییل باشی» شده است.»
ترکمنها هم روایت مخصوص خودشان را دارند. آنها میگویند: «روزی تمامی حیوانات به پیشواز سال جدید میروند. شتر که به قد و بالای خود مغرور شده بود گفت: «حتما پیش از همه سال جدید را خواهم دید.» اما موش کوچک با زرنگی تمام روی سر شتر جهیده و پیش از همه، سال جدید را میبیند. شتر که مات و مبهوت مانده بود، از تمامی ۱۲ حیوان دوره که موفق به مشاهده سال جدید شده بودند عقب میماند و بدین ترتیب غرور شتر باعث میشود که جایی بین حیوانات نداشته باشد. ترکمنها سال موش را که اولین سال هر دوره میباشد «ییل باشی» مینامند که به معنای سال آغازین یا مبداء است.
حیوانات ۱۲ گانه، متصدیان حمل زمین هستند. آن زمان مردم فکر میکردند زمین بهصورت مسطح و صاف است و حیوانات مسوولیت دارند آن را روی دوششان بچرخانند.براساس همین باور، قدیمیها علت زمینلرزه را همین حیوانات میدانستند.
مثلا مردم ژاپن بر این باور بودند که: «ماهی بزرگ «نامازو» که زمین بر پشت اوست، با تکان دادن دمش زمینلرزه بار میآورد…» پائولادلسول در طالعبینی چینی در این خصوص مینویسد: «۱۲ حیوان به افسانه قدیمی برمیگردند. آنها میگویند یک روز بودا در شروع سال نو، تمام حیوانات را دعوت کرد. از میان آنها تنها ۱۲ حیوان به دعوت او پاسخ میدهند، بودا هم مقدر میکند که سرنوشت جهان به دست آن ۱۲ تا باشد.»
سال موش، نخستین سال از دور دوازده ساله ترکان و قبچاقیان و اویغوران است که منجمان ترکستان در قدیم بودند. آنها یک دور نجومی ترتیب دادند که پس از استیلای مغول دوره دوازده ساله ترکان در ایران رواج یافت. جالب است بدانید حوادثی که در هر سال رخ میدهد، زیر تاثیر و نفوذ حیوان نماد آن سال قرار میگیرد.

🔳تغییرات گاهشمار در دوره صفویه
تا دوره صفویه، گاهشماری حیوانی با ماههای قمری رواج داشت، امّا از دوره صفویه، مقرر گردید که علاوه بر ماههای قمری، ماههای شمسی نیز در تقویمهای سالیانه ثبت شود. این روش از عصر صفویه تا سال ۱۳۲۹ هجری قمری ادامه داشت. در این سال ماههای شمسی با نام برجهای دوازده گانه پذیرفته شده و در تقویمهای سالیانه ثبت شدند. صفویان همچون مغولها سالهای قمری را با نام حیواناتی که به سالهای همزمان چینی-اویغوری اطلاق میشد، نامگذاری میکردند و از آنجا که هر سی و سه سال خورشیدی (یا هر سی و سه سال قمری چینی-اویغوری) برابر با سی و چهار سال قمری میباشد؛ همواره یک سال قمری در طی این مدت بینام میماند. بنابراین در عصر صفویه قرار بر این شد که در گاهشماری حیوانی، در هر دوره سی و سه یا سی و چهار سالهٔ شمسی – قمری ِ چینی – اویغوری، یک سال قمری در نامگذاری حذف گردد.
🔳نام سالها به چینی/ایرانی-اویغوری
سال موش
سال گاو
سال ببر(پلنگ)
سال گربه(خرگوش)
سال اژدها(نهنگ)
سال مار
سال اسب
سال گوسفند
سال میمون
سال خروس(مرغ)
سال سگ
سال خوک
🔳اعتقادات عامه
گفته شدهاست که مردم جنوب شرق آسیا (به پیروی از مغولها) به این گاهشماری عنایت داشتند و از آن استفاده میکردند، ویژگیهای هریک از سالهایی را که با نام یکی از حیوانات دوازدهگانهٔ مذکور قرین میشد و نام آن حیوان را میگرفت، همانند خوی و سرشت آن حیوان میدانستند و انتظار حوادثی مطابق با چنان خلق و خویی از آن سال داشتند، و در تفألها و پیشبینیها، به ویژه در تقویمهای سالانهٔ نجومی (که هنوز هم تهیه و منتشر میشوند) منظور میگشت، مثل سال نهنگ را نماد فراوانی می دانستند.
منابع:
🔹ویستا
🔹همشهری آنلاین
🔹ویکی پدیا

