این روزها حال مردم خوب نیست و روزنامه نگاری و فعالیت در بخش خبر همکار آسانی نیست، از جمله باید با ذره بین به دنبال یک خبر خوب بگردیم تا حال همه خوب شود، ولی مگر خبر خوب یافتنی است؟
گرانی ها و شرایط بسیار نامطلوب اقتصادی، بحران های محیط زیستی مثل خشکسالی و آلودگی هوا، آمار سرقت و جرائم دیگر، بحران صندوق های بازنشستگی ، مطالبات به حق کارگران و پرستاران و فرهنگیان، مهاجرت بالای جوانان و متخصصان، ضعف حاکمیت در عرصه داخلی و بین المللی و انباشت بحران ها و ….حال خوشی برای مردم نگذاشته است و در این اثنا هم فاجعه تلخ کشته شدن نزدیک به ۹۰ شهروند در اقدام تروریستی کرمان درست دو هفته بعد از حمله به یک پاسگاه.
این روزها جمله دردآور« ایران تسلیت» را با فاصله کوتاه تری می شنویم، جمله ای که بیان آن از طرف مقامات ایران دال بر رفع مسئولیت از خود و پرتاب توپ اتهام به زمین دیگری است و باید سهم هر شخص حقوقی و نقش هر نهاد و سازمان به طور دقیق در هر رخداد تلخی مشخص شود:
چقدر با حرف درمانی و تهدید و قول انتقام از تلخی این حوادث کاسته شده است، هنوز دو هفته از حمله به پایگاه راسک نمی گذرد، مقامات به راسک رفتند ، تهدید کردند، سرود انتقام سر دادند، اما آخر چه نتیجه ای حاصل شد؟اصلا چرا انتقام، چرا به جای کلام تهدید،اقدام پیشگیرانه سخت انجام ندهیم؟
سال ۹۴ بیش از ۴۰۰ زائر ایرانی در فاجعه منا در عربستان جان خود را از دست می دهند، سال ۹۵ حادثه پلاسکو با بیش از ۱۸۷ فوتی و مصدومیت، سال ۹۶ حادثه نفتکش سانچی رخ می دهد، سال ۹۸ به هواپیمای مسافربری اوکراینی شلیک می شود و ۱۷۶ نفر کشته می شوند، در مراسم تشییع سردار سلیمانی در کرمان بر اثر «ازدحام جمعیت» و زیر دستوپا ماندن تعدادی از شرکتکنندگان، دستکم ۵۹ نفر کشته و ۲۱۳ نفر زخمی شدند.
سال ۹۹ شلیک اشتباهی موشک از ناو “جماران” به ناوچه “کنارک” در آبهای خلیج فارس منجر به کشته شدن ۱۹ نفر و زخمی شدن ۱۵ نفر دیگر میشود، سال ۱۴۰۱ فروریختن ساختمان متروپل آبادان ۴۳ فوتی و ۳۷ نفر مصدوم دارد.
حوادث به دنبال درگذشت مهسا امینی در شهریور ادامه می یابد و صدها نفر جان خود را در اعتراضات از دست می دهند.
در یک حادثه تحت عنوان جمعه سیاه زاهدان در ۸ مهر ۱۴۰۱ ، در درگیری های نیروی انتظامی با مردم، بر پایه آمار شورای تأمین سیستان و بلوچستان ۳۵ نفر کشته شدند، اما فعالان بلوچ حدود ۱۰۰ نفر از قربانیان را شناسایی کردهاند.
دو بار حمله در شاهچراغ شیراز ، حمله در حرم امام رضا با چاقو به زائران، حمله به مقر فرماندهی انتظامی راسک در روز جمعه ۲۴ آذر و کشته شدن ۱۲ سرباز نیروی انتظامی و زخمی شدن۸ نفر دیگر از دیگر حوادث دردناک هستند.
در بین این حوادث ریز و درشت، انواع قربانیان زلزله وسیل و آتش سوزی، حمله نظامی به زیرساخت های کشور و تصادفات جاده ای نیز قرار می گیرند و تنها نظر شما را فقط به یک آمار تصادفات در سال ۱۴۰۱ جلب می کنم:
«هر روز حدود ۵۰ نفر در تصادفات رانندگی کشور جان خود را از دست میدهند. در دو دهه گذشته نزدیک به ۴۰۰ هزار نفر در ایران جان خود را بر اثر این حوادث از دست داده و بیش از ۶ میلیون نفر نیز مصدوم و قطع عضو و قطع نخاع شدهاند.»
برای سیل تنها به سیل شیراز و فاجعه در دروازه قرآن در سال ۹۸ اشاره می شود که سیل ۲۰۰ خودرو را با خود می برد و حداقل ۲۲ نفر کشته و ۱۹۰ نفر مصدوم میشوند.
برای زلزله به گزارش زیر دقت کنید:
«زلزله ۲۱ آبان ماه ۹۶ سرپل ذهاب کرمانشاه به بزرگی۷.۳ محدودههای ازگله، سرپل ذهاب و… که آمار نهایی تلفات و خسارت این زلزله ۶۲۱ نفر است و ۳۸ هزار واحد مسکون تخریب کامل و ۵۲ هزار واحد مسکونی آسیب می بینند که بررسی این زلزله نشان داد که یک سوم ساختمانهای این منطقه فاقد اسکلت است و در برابر زلزله استحکام کافی ندارد.
اما علت حوادث در ایران:
نقش حاکمیت در وقوع حوادث
در حوادث شاهد سهل انگاری و کوتاهی و عدم پیش بینی های لازم در وقوع حوادث توسط مقامات و مدیران کشور هستیم، مثلاً عدم لایه روبی مسیل شیراز باعث حادثه تلخ فروردین تلفات سیل شد یا در مراسم تشییع سردار سلیمانی بنا بر بعضی گزارشات کوچه های منتهی به خیابان های اصلی را با نیوجرسی بسته بودند و ازدحام افراد را بالا برد و…
بطور کلی تعداد زیاد قربانیان در حوادث و اتفاقات در داخل ایران را می توان به دلیل علل زیر دانست:
۱. زیرساخت های نامناسب: در کشور ما زیرساختها به خوبی توسعه نیافتهاند و همچنین جادهها، پلها و سایر سیستمهای حملونقل به درستی مراقبت لازم نمیشوند. این میتواند منجر به حوادثی شود که باعث تلفات بالایی میشوند.
۲. عدم رعایت مقررات ایمنی: برخی کشورها مقررات سخت گیرانه ای در خصوص مسائل مربوط به ایمنی دارند اما در ایران همین مقررات و آیین نامه های جاری نیز به درستی اجرا نمی شود.هیچکس هم بازخواست نمی شود که چرا این قانون و دستورالعمل احرا نشده است.
۳.. چگالی جمعیت بالا: در کشورهایی با چگالی جمعیت بالا، تعداد بیشتری از افراد در جادهها و فضاهای عمومی حضور دارند که این مساله میتواند احتمال وقوع حوادث را افزایش دهد. در ایران گردهمایی و تجمعات به مناسبت های ملی و مذهبی بسیار زیاد و خیلی از حوادث تلخ در این اجتماعات بوقوع پیوسته است. باید امنیت این مراسم در شهرهای دیگر توسط مقامات در سطح کشور تامین شود نه مسئولان استانی.
۴. عدم آموزش و آگاهی: عدم اعتنا به مسائل مربوط به ایمنی و عدم آموزش لازم حادثه آفرین است. بعضی افراد هم به آموزش و آگاهی لازم برای مسائل مربوط به ایمنی دسترسی ندارند.
۵. واکنش نامناسب در بحران: ساز و کارهای پیش بینی شده برای مقابله با بحران ممکن است به خوبی تجهیز نشده یا آموزش دیده نباشند تا با حوادث بزرگ روبرو شوند. این مساله میتواند منجر به تأخیر در ارائه خدمات پشتیبانی و امدادرسانی و دیگر کمکها شود که میتواند تعداد قربانیان را افزایش دهد.
سهم حاکمیت
متاسفانه در اغلب این حوادث و سوانح نقش عمده مربوط به حاکمیت است و در ۵ علت برشمرده شده بالا بیشتر نقش حاکمیت بسیار پررنگ است تا مردم.
در صورت اراده محکم حاکمیت برای پیش بینی حوادث و نگذشتن از کنار این حوادث تلخ و عدم حرف درمانی و اقدامات صوری می توان به نحو چشمگیری از تلخی این حوادث کاست. ایجاد هیجان کاذب هیچی مشکلی را حل نمی کند.
چیزی که الان متاسفانه مشاهده می شود ایجاد هیجان و تلاش زودتر برای فراموشی این حوادث است نه ریشه یابی و چاره جویی.
سیکل حوادث در کشورمان اینطور است:
سهل انگاری و عدم انجام وظایف قانونی مسئولان، وقوع فاجعه، پیام های مختلف تسلیت، محکومیت حادثه و قول پیگیری، فراموشی حادثه بدون هیچ اقدام عملی ، حادثه بعدی…و این سیکل می تواند تکرار شود مگر اقدامات عملی گفته شده انجام گیرد.
