دخالت های بی مورد دولت در اقتصاد و قیمت گذاری دستوری یک تجربه شکسته خورده در کشور است و عرضه عادی محصولات را علاوه بر اینکه با مشکل روبه رو می کند، هرگز نمی تواند قیمت کالا را کنترل کند.
تشکیل انواع ستاد و قرارگاه و سامانه های اینترنتی مختلف و ستاد تنظیم بازار و حمایت از حقوق مصرف کننده! حکایت آفتابه لگن هفت دست و شام و نهار هیچی است.
اصرار دولتمردان بر پافشاری بر قیمت های دستوری چیست و چه چیزی را می خواهند ثابت کنند؟
به وضعیت عرضه مرغ دقت کنید، دولت بر مبلغ ۷۳ هزار تومان پافشاری می کند و مرغداران زیر بار این قیمت نمی روند درحالیکه یک کیلو تخمه آفتابگردان بو داده به بالای هر کیلو ۱۵۰ هزار تومان رسیده است.مرغ ۷۳ تومانی فقط روی صفحه
دو حالت بیشتر متصور نیست: اینجا یا مرغدار ورشکسته شده و عطای مرغداری را به لقایش می بخشد یا کاهش تولید و جوجه ریزی را دنبال می کند تا با کاهش عرضه برای خود زمان بخرد یا مرغ را به صورت قطعه شده ران و سینه عرضه می کند تا برایش صرفه کند.
در خصوص نانوایی ها و شلوغی صف و کاهش نان نیز برای همه مردم این موضوع محسوس است. الان بیشتر نانوایی ها ساعت پخت را کاهش داده اند در یک تحقیق میدانی در منطقه آب و برق مشهد چندین نانوایی ساعت ۹ شب کرکره خود را کشیده بودند.دولت یارانه نانوایی ها را به ۴۰ درصد رساند اما الان نانوایی ها را می بینیم که نان را بصورت بسته بندی به فروشگاه ها می فروشند یا با فروش پلاستیک و کنجد بخشی از هزینه ها را جبران و با کاهش تعداد نیروها روزگار می گذرانند. قبلاً حتی خبرهایی در خصوص کیفیت آرد(وجود خاک برای افزایش وزن آرد) منتشر شد.

نمونه دیگر در خصوص کاهش تعداد بلیط هواپیما و گرانی ۱۰۰ درصدی بلیط هواپیما است. ابتدا دولت محکم وارد می شود و اجازه گرانی بیشتر از ۵۰ درصد نمی دهد، اما شرکت ها زیر بار نمی روند. خب حالا چکار می کنند؟اول اینکه دهها هواپیما را در فرودگاه ها می خوابانند و پرواز نمی کنند و خرابی آن را بهانه می کنند تا با کاهش عرضه، قیمت بالا رود و حکایت به مرگ گرفتن و به تب راضی شدن است.
یا به شرکت عراقی بلیط هواپیما را با دلار واگذار می کنند و مسافر ایرانی باید با قیمت معادل دلاری بلیط تهیه کند.
در اقدامی دیگر توسط شرکت های هواپیمایی در راستای گروکشی ایرلاینها برای دوبرابر کردن بلیط ها و در جهت زیر فشار قرار دادن ستاد تنظیم، بلیت از قبل خریداری شده را تنها چند روز مانده به پرواز ابطال کردند و خواهان پرداخت هزینه بیشتر شدند.
اینها تنها چند مورد از اقدامات این شرکت ها است و همین شرکت ها در پایان سال با ارائه تراز منفی مالی انواع کمک های بلاعوض و وام های کلان با سود پایین دریافت می کنند و بنزین هواپیمای دولتی دریافت می کنند.
جهت اطلاع از عرضه لاستیک دولتی یا تعاونی(چقدر این اسم اینجا اضافی است :مرغ دولتی، شکر تعاونی،نان دولتی) برای خرید لاستیک تعاوني به سایت های تولیدکنندگان بزرگ لاستيک مراجعه و بعد از کلی ثبت نام و بارگذاری مدارک پیام داده اند که لاستیک موجود نیست. قیمت لاستیک داخل سایت برای هر حلقه برای ماشین پراید و تیبا مبلغ حدود ۶۲۵ هزار تومان بود( توجه کنیم این قیمت مثل دلار ۴۲۰۰ تومانی و مرغ ۷۳ هزار تومانی روی تابلو است) اما با مراجعه به چندین لاستیک فروشی در سطح شهر و سایت دیوار حداقل قیمت ۲/۸۰۰ میلیون برای هر جفت بود یعنی چیزی بیشتر از دو برابر قیمت صوری که نه کسی داده و نه کسی گرفته است. طی تماس خبرنگار فخر نیوز با انبار شرکت تعاوني خراسان واقع در خلج مشهد و نمایندگی های لاستیک تعاونی مثل فروشگاه فرهنگیان هیچ لاستیکی برای عرضه وجود ندارد و مصرف کننده به ناچار باید زیر بار قیمت بازار برود.
عاقبت قیمت دستوری، چیزی جز رانت و فساد،کاهش عرضه و افزایش قیمت و کمبود در بازار و کاهش کیفیت کالا نیست.
با توجه به موارد ذکر شده و صدها مورد مشابه، دولت باید با تجربه از گذشته دست از قیمت دستوری و دخالت در بازار بردارد و با افزایش تعاملات بینالمللی سیاسی و اقتصادی و باز کردن درهای کشور به سوی کالاهای خارجی معتبر با برندهای مختلف ، تولیدکنندگان ایرانی را به سمت افزایش کیفیت کالا و تعدیل قیمت ها و افزایش خدمات گارانتی سوق دهد.
و آخر کلام چندی پیش یکی از بازاریان تهران از قیمت لباسشویی پاکشوما به ۲۹/۵۰۰ میلیون در حساب توییتری خود خبر داد درحالیکه قیمت لباسشویی بوش آلمان مونتاژ ترکیه بصورت قاچاق با سود دلال و واسطه بعد از طی مسافت طولانی در تهران با قیمت ۲۳/۵۰۰ به دست او رسیده است.
از این وضعیت امروز کشور فقط مردم و مصرف کنندگان ،بازندگان واقعی هستند.
